خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )

15

نهج البلاغة ( فارسى )

مطابق و موافق باشد مر مقتضاى حال را [ 6 آ ] با فصاحتش ، يعنى اگر حال مقتضى آن باشد كه آن كلام مؤكد باشد تاكيد كرده شود و اگر نه تاكيد نكنند و اگر مقتضى تطويل باشد ، تطويل كرده باشد . و اگر مقتضى مساوات باشد ، مساوى باشد . و اگر مقتضى ايجاز باشد موجز باشد و مانند اينها از تقديم و تاخير و حذف و تقدير و تعريف و تنكير و غير آن . و بلاغت در متكلم عبارتست از ملكه‌اى كه مقتدر باشد آن متكلم بسبب آن ملكه بر تاليف و تركيب كلام بليغ . پس هر بليغ خواه كلام و خواه متكلم ، فصيح باشد نه عكس و اين ظاهرست و بعضى فرق نكنند ميان بلاغت و فصاحت و دو لفظ مترادف شمرند . و بعضى گويند كه فصاحت در الفاظست و بلاغت در معانى و حق آنست كه گفته شد . و بدانكه كلام مركبست از مفردات پس اگر تركيب آن كلام از آن مفردات بر وجهيست كه مفيد مقصود نيست آن كلام حكم اصوات حيوانات دارد . و اگر بر وجهى است كه مفيد مقصودست آن را سه مرتبه است : ادنى و اعلى و ما بين ادنى و اعلى . طرف اعلى آنست كه ممتنع باشد وقوع تركيب اعلى از و در بلاغت و فصاحت و افادهء مراد يا نزديك به آن باشد . و طرف ادنى آنست كه اگر پس تر از آن تركيب واقع شود مفيد مراد نباشد و در حكم اصوات حيوانات باشد . و ما بين اين دو طرف مراتب بسيارست كه نسبت بمرتبهء ادنى تركيب آن اعلى باشد و نسبت بمرتبهء اعلى ، ادنى . و مرتبهء ادنى داخل در مراتب فصاحت و بلاغت نيست . و مرتبهء اعلى معجز باشد و اعجاز قرآن ازين قبيل است بمذهب اصح . و ما بين اعلى و ادنى هر مرتبه داخل در بلاغت و فصاحت باشد به نسبت .

--> ( 1 ) آستانه : نباشد ( 2 ) سپه : باشند ( 3 ) سپه : ملكه - آستانه : ملكهء ( رسم الخط ) ( 4 ) سپه مغشوش است : پس هر بليغ خواه متكلم فصيح باشد نه عكس ( 5 ) آستانه ( سه ) ندارد ( 6 ) سپه : ما بين اعلى و ادنى ( 7 ) آستانه : طوف ( 8 ) آستانه : با ( 9 ) سپه كلمه‌اى ناخوانا شبيه : بسترد - ظ : پستر ( 10 ) آستانه : باشد ( 11 ) سپه افتادگى دارد : نسبت بمرتبهء اعلى ادنى و مرتبهء ادنى داخل ( 12 ) سپه : نيست